هنوزم با گذشت يك ماه و اندي، برام سخته در اين زمينه نوشتن. . . باور اينكه ديگه استادمون تو جمع ما نيست هنوز هم نه براي من بلكه براي هيچكدوم از كسايي كه ايشون رو ميشناختن قابل درك نيست.
دكتر هرمز اسدي نه تنها به عنوان يك استاد،بلكه به عنوان اسطوره، نمونه يك دانشمند بزرگ و فرهيخته و با اخلاق است كه جاي خاليش هميشه و هميشه بين انسانها، روي زمين خالي ميمونه.
خدايش رحمت كند و راهش پر رهرو باد.
در اينجا بهتر ميبينم به جاي سخنوري، نقل قولهايي رو به استحضارتون برسونم:
دكتر هرمز اسدي، جانور شناس برجسته كشور، قرباني نجات گوزنهاي زرد ايراني شد
دکتر هرمز اسدی، استاد دانشکده محیط زیست متولد 1326 در ایل «پاپی» لر و بختیاری است. او در دانشکده «مینوسوتا» آمریکا، زیستشناسی حیاتوحش و مدیریت پارکها و تفریحات طبیعی و در دانشکده «گوتنبرگ» آلمان، در مقطع دکتری، اکولوژی حیات وحش خواند.
او تاکنون سمتها و مسئولیتهای متعددی در زمینه حفظ حیات وحش در ایران و دیگر کشورها داشته است. از جمله: مدیرکل محیط زیست استان هرمزگان در سال 61، به عنوان عضو و مشاور صندوق جهانی حیات وحش، اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت، موسسه کنترل معاملات برروی گونههای جانوری و گیاهی (ترافیک) و... او برای دولت ایالتی کوئینزلند در استرالیا، دولت فدرال هند در پروژه ببر بنگال نیز کار کرده است. همین طور دکتر اسدی، مشاور حیاتوحش ولیعهد و وزیر دفاع دوبی و... بوده است. دکتر اسدی در زمینه حفظ و نگهداری حیات وحش، معاملات قاچاق حیوانات و حیوانات خانگی تخصص دارد، ما با او درباره حیات وحش در شهر تهران و حیوانات خانگی در تهران گفتوگو کردهایم.
http://www.hamvatansalam.com/newsl
وي كه دكتراي خود را از دانشگاه يوتمبرگ آلمان دريافت كرده بود، در زمينههاي مختلف محيطزيست، تحقيقاتي در ايران، دوبي، استراليا، هند، پاكستان، نپال، برمه و بنگلادش به انجام رساند كه از آن جمله ميتوان از تحقيق درخصوص پستانداران به ويژه بازهاي شكاري در دوبي، فوك خزر نام برد.
حفظ و حراست از گونه يوزپلنگ ايراني نيز اولين بار از سوي اين استاد دانشگاه مطرح شد.
http://www.hamshahrionline.ir/News
دكتر هرمز اسدي رفت تا گوزنهاي زرد ايراني بمانند...
چهارشنبه ی سرد و برفی شب 19 دی، غم از دست دادن دكتر هرمز اسدي و مهندس عباسپور بر دلهایمان نشست. ایشان در جريان انتقال 6 گونه گوزن زرد از ساري به ياسوج، در محور شهرضا- سميرم دچار سانحه شده و جان سپردند. پیکر ایشان بنا بر وصیت خویش در قبرستان ورجین واقع در منطقه حفاظت شده ورجین (در لواسانات) به خاک سپرده خواهد شد.
در اين سانحه خودروي پيكاب متعلق به اداره كل محيطزيست ياسوج به دره سقوط كرد و دكتر اسدي بر اثر ضربه مغزي در دم جان سپرد و مهندس حبيب عباسپور نيز بر اثر جراحت شديد پس از چند ساعت در بيمارستان جان به جان آفرين تقديم كرد.
دكتر هرمز اسدي عضو هيات علمي دانشگاه آزاد تهران بود و به تدوين سه مبحث اكولوژي حيات وحش، مباني مديريت وحش و فنون و روش حيات وحش اشتغال داشت و دكتراي خود را از دانشگاه يوتمبرگ آلمان دريافت كرده بود. دكتر هرمز اسدي در زمينههاي مختلف محيطزيست، تحقيقاتي در ايران، دوبي، استراليا، هند، پاكستان، نپال، برمه و بنگلادش به انجام رساند كه از آن جمله ميتوان از تحقيق درخصوص پستانداران به ويژه بازهاي شكاري در دوبي، فوك خزر نام برد؛ حفظ و حراست از گونه يوزپلنگ ايراني نيز اولين بار از سوي اين استاد دانشگاه مطرح شد.
جای ایشان در عرصه محیط زیست خالی خواهد ماند چرا که شخصیت های برجسته ای چون دكتر هرمز اسدي در این عرصه انگشت شمار هستند. تا کی رسد زمانی که استعدادی چون او متجلی شود ...
http://www.naturefront.org/News
دكتر هرمز اسدي مجري طرح رهاسازي گوزن زرد ايراني در يك سانحه رانندگي به اتفاق دو نفر ديگر اواخر هفته گذشته جان به جان آفرين تسليم كرد.
دكتر اسدي كه رييس مطالعات فك خزري درياي خزر بود، در جريان يك ماموريت براي رهاسازي گوزن زرد ايراني در ارتفاعات ياسوج در استان كهكيلويه و بويراحمد براثر سقوط خودرو حامل وي به داخل دره، جان خود را در راه هدفش از دست داد.
وي استاد دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران و از زيستشناسان برجسته كشور بود كه باموسسه داروين انگلستان كه يك موسسه بينالمللي است در اجراي طرحهاي زيست شناسي همكاري داشت.
وي تجربيات و مطالعات منحصر به فرد و بينظيري در مورد فك خزري درسالهاي اخير با همكاري موسسه داروين در درياي خزر انجام داد و بسياري از اطلاعات وي قابل استناد براي منابع علمي و تحقيقي بينالمللي ميباشد.
از ابتكارات وي برگزاري جشنواره فك خزر در بهار امسال درتالاب "بوجاق" زيباكنار در استان گيلان بود.
دكتراسدي دغدغه درخطر بودن بسياري ازجانداران ديگر كشور را داشت و يكي از طرحهايي كه ميخواست بعد از رهاسازي گوزن زرد اجرا كند اجراي طرحي با همكاري جنگلنشينان گيلاني باهدف حفاظت ازپلنگ بود كه اجل به وي فرصت نداد.
